۱۳۹۰ فروردین ۶, شنبه

خداوندی به مثابه معماری

نگارنده در بحثی پیرامون معماری به ناگاه این گونه متصور شده است که جناب لوکوربوزیه در پیشگاه الهی سیگار برگ به لب با همان عینک گردالی ، کاغذ به دست و مصمم روبروی پروردگار نشسته است.. از گذشته حرفی نمی زند و صرفاً اتودهای انسان های آینده را که با تناسبات خاص خود به دست آورده ارائه می دهد و در پس ذهن خود به آن هایی فکر می کند که طرح هایشان را کمی! کپی کرده است....می داند ، می داند که خدا را هم راضی می کند و یک انقلاب بزرگ دیگر در یک بعد دیگر معماری به وجود می آورد.

هیچ نظری موجود نیست: