نگارنده در بحثی پیرامون معماری به ناگاه این گونه متصور شده است که جناب لوکوربوزیه در پیشگاه الهی سیگار برگ به لب با همان عینک گردالی ، کاغذ به دست و مصمم روبروی پروردگار نشسته است.. از گذشته حرفی نمی زند و صرفاً اتودهای انسان های آینده را که با تناسبات خاص خود به دست آورده ارائه می دهد و در پس ذهن خود به آن هایی فکر می کند که طرح هایشان را کمی! کپی کرده است....می داند ، می داند که خدا را هم راضی می کند و یک انقلاب بزرگ دیگر در یک بعد دیگر معماری به وجود می آورد.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر