۱۳۹۳ اردیبهشت ۱۶, سه‌شنبه

مد مجازی

مهاجرت از وبلاگ به فیس بوک. حرف تازه ای نیست. اشتباه تازه ای هم نیست. تجربه ای است می تواند خوب باشد می تواند نباشد. بسته به پری و خالی ای لیوان ندارد. درگیری ها در فیس بوک بیشتر است چون خوانندگان بیشترند. چون نوشته ها راحت تر دست به دست می شوند. چون خوانندگان آزادی عمل بیشتری دارند. اما آیا واقعا من برای این آزادی عمل ها بود که وبلاگم را به راه انداختم؟ آیا من به دنبال خوانندگانی شناخته شده بودم؟ آیا دلم می خواست شناخته شوم؟ این ها نبود انگار. تنها نقطه ی مشترک این بود که من دوست دارم بنویسم. گاهی آنچه را در ذهنم می گذرد بنویسم. ذهن من منتقد است و ساختاری منظم ندارد. ذهن من تابو ها را بعضا ً می شکند قبلاً رادیکال مآبانه اخیراً محتاطانه تر. با این وجود بازخوردهای فیس بوک خودخراب کنی است خیلی وقت ها. درگیرهای مجازی این کلمات دیجیتالی نفس آدم را می گیرد. خوبی وبلاگ این است که می شود نوشت و خوانده نشد. می شود فقط نوشت و نخواند. می شود واقعیات را به دنیای مجازی آورد. فیس بوک، فیس بوک آدم را اسیر این دنیای مجازی می کند. اسیر اشتراک گذاری و لایک می کند. اینجا همه چیز زیرپوستی است. معلوم نیست که می آید،  چه می خواند و کی می رود. هم خوب است و هم بد. شاید این دو دنیای مجازی را موازی باید برد جلو شاید گاهی این گاهی آن. این مد مجازی بازی هاست که ما را درگیر انطاق پذیری های مختلف می کند. ما که به دنبال مشتری هستیم.

هیچ نظری موجود نیست: